شمارنده
خانه / مطلب خواندی / چیستان های جالب

چیستان های جالب

برو ببین میتونی جواب بدی یا نه ؟‍‍‍‍‍‍‍‍!!!!!!!

 

1ـ شخصی برای نخستین بار سوار یک خودروی «فولکس واگون» شد و بسوی شهری حرکت کرد، درمیان راه خودروی او خراب شد ناچار ماشین را به کنار جاده هدایت کردو کاپوت ماشین را بالا زد، ولی با کمال تعجب دید نه ازموتور خبری هست، نه از سیلندر و نه چیز دیگر چطور چنین چیزی ممکن است؟


۲ـ جملات زیر، مصداق چه حکایتی هستند؟ « برو، اگر نیامده، بگو بیاید. رفتم، نیامده بود، گفتم: بیاید، چرا نیامد؟ حتماً آمده که نیامده است. اگر نیامده بود می آمد.»


۳ـ زنی را در خیابان دیدم که پسربچه ای را به دنبال داشت. از او پرسیدم: این پسر با توچه نسبتی دارد؟ گفت: «او پسرِ پسرم است، برادر شوهرم» ، چطور چنین چیزی ممکن است؟


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

جواب چیستانها:

۱ـ زیرا موتور فولکس واگن در عقب آنست نه در جلو

۲ـ سه نفر دزد هستند که یکی از آنان در کوچه کشیک می کشد و دو نفرشان از دیوار خانه بالا می روند و وارد خانه می شوند. یکی از آنان در صندوقخانه مشغول جمع آوری اثاث است و دومی مشغول انتقال اثاث به خیابان، آنکه کشیک می دهد، به دزد دوم می گوید: برو، اگر صاحبخانه نیامده بود، بگو دزد سوم بیاید. دزد دومی می گوید: «رفتم نیامده بود، گفتم بیاید» کشیک دهنده می گوید: «پس چرا نیامد؟ حتماً (صاحبخانه) آمده که (دزد سوم) نیامده است! اگر (صاحبخانه) نیامده بود، (دزد سوم) می آمد!»

۳ـ تنها در صورتی ممکن است که دو دوست، هر یک با مادر شوهر مرده یا مطلقه دیگری ازدواج کنند و هریک از آن مادران پسری بدنیا آورند. این پسر برای زن دیگر، حکم پسرِ پسر و برادرِ شوهر را دارد

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

رفتن به بالا